چکیده
این مقاله تعادل یک بازی با اطلاعات ناقص متشکل از دو تأمینکننده با ظرفیت محدود و یک خردهفروش را تجزیه و تحلیل میکند. ظرفیت هر تأمینکننده اطلاعات خصوصی او است. تأمینکنندگان با توجه به ظرفیتهای خود، به طور همزمان و بدون همکاری برنامههای کمیت-قیمت را به خردهفروش ارائه میدهند. سپس، خردهفروش در مورد میزان خریدش از هر تأمینکننده تصمیم میگیرد تا حداکثر مطلوبیت خود را داشته باشد. وجود تعادل نش (استراتژی خالص) برای این بازی اثبات میشود. در حالت تعادل برای هر واحد عرضه، قیمتی حاشیهای تعیین میشود که مستقل از ظرفیت است و فقط به عملکرد ارزشگذاری خردهفروش و توزیع ظرفیتها بستگی دارد. علاوه بر این، تأمینکننده با ظرفیت بیشتر تمام عرضه خود را میفروشد.
چکیده
در مدلهای سنتی زنجیره تأمین عموماً فرض بر این است که اطلاعات کامل در دسترس همه اعضا است. اگرچه منطقی به نظر میرسد، امّا مواردی وجود دارد که اعضای زنجیره نمایندگان مستقل هستند و دارای سطوح مختلف اطلاعات هستند. در این مقاله، زنجیره تأمین دو سطحی با یک تأمینکننده و چند خردهفروش در یک محیط یک دورهای که در آن ظرفیت تأمینکننده محدود است، تجزیه و تحلیل شده است. با توجه به کمبود اطلاعات در مورد ظرفیت تأمینکننده در مدل، هدف این مقاله تجزیه و تحلیل واکنش خردهفروشان و مقایسه آن با مورد اطلاعات کامل، ارزیابی ارزش اطلاعات و اثرات عدم تقارن اطلاعات با استفاده از تجزیه و تحلیل نظریه بازی است.
چکیده
ویژگیهای سبز محصول نه تنها مصرفکنندگان محیط زیست بیشتری را جذب میکند، بلکه بر هزینه شرکت نیز تأثیر میگذارد. به منظور بررسی تصمیمات تعادلی و روشهای هماهنگی سود در زنجیره تأمین سبز، مجموعهای از مدلهای بازی استکلبرگ با درنظر گرفتن استراتژیهای مختلف قیمتگذاری، حالتهای هماهنگی سود و الگوهای اطلاعاتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این مسئله دو خردهفروش رقابتی نوعی محصول سبز را از تولیدکنندهای که متعهد به سرمایهگذاری سبز است، خریداری میکنند. استراتژی قیمتگذاری تأثیر آشکاری بر سطح سود اعضای زنجیره تأمین دارد امّا هیچ تأثیری بر درجه سبز محصول ندارد. تولیدکننده و خردهفروش با پتانسیل بالا بازار تمایل به انتخاب قیمت عمدهفروشی ثابت دارند، درحالیکه خردهفروش با پتانسیل بازار پایینتر، قیمت عمدهفروشی متفاوتی را ترجیح میدهد. درجه سبز نشاندهنده درجه حفاظت از محیط زیست محصول است و با آگاهی زیست محیطی مشتریان ارتباط مثبت و با ضریب هزینه درجه سبز ارتباط منفی دارد. علاوه بر این، یک مدل هماهنگی بهبود یافته بر اساس تعرفه دو بخشی نه تنها میتواند در سطح سناریوی متمرکز به سطح سود برسد، بلکه باعث میشود خرده فروشان افزایش سود داشته باشند. در نهایت، یک مدل اطلاعات نامتقارن با تقاضای غیرقطعی بازار و اطلاعات نامتقارن بین خردهفروشان مورد مطالعه قرار میگیرد. نتایج نشان میدهد که سود تعادلی اعضای زنجیره تأمین متأثر از تقاضای غیرقطعی و اطلاعات نامتقارن است. وقتی تقاضا غیرقطعی است، خردهفروش دارای اطلاعات نسبت به خردهفروش بدون اطلاعات سود بیشتری کسب میکند. این نتیجهگیریها برای بهبود سطح همکاری اعضا و ارتقاء توسعه پایدار زنجیره تأمین سبز مفید است.
چکیده
سیستمهای ردیابی
به عنوان یک راه حل قدرتمند برای مقابله با مسائل مربوط به ایمنی غذا تلقی میشوند. بهبود ردیابی زنجیرههای
تأمین مواد غذایی برای رسیدگی به رویدادهای احتمالی ایمنی غذا مهم است. این مقاله تصمیمات
تأمین منابع در زنجیره تأمین مواد غذایی را بررسی میکند، که در آن خریدار به دلیل
مسئولیت تأمینکننده در معرض رویدادهای احتمالی ایمنی مواد غذایی قرار میگیرد. نشان
داده شده است که خریدار ممکن است به دلیل عدم تقارن اطلاعات، منبع ردیابی بالا را از
تأمینکننده دریافت نکند. برای بررسی مسئله انتخاب نامطلوب، این مقاله از گواهینامه
به عنوان یک ابزار نمایش استفاده میکند و نشان میدهد که اگر احتمال نوع بالا
تأمینکننده کم باشد، خریدار میتواند این دو نوع را کاملاً با یک قرارداد جمعآوری
با گواهینامه جدا کند. در غیر این صورت، یک قرارداد جمعآوری تنها این دو نوع را تا
حدی جدا میکند. این مقاله در ادامه محیطی را بررسی میکند که در آن قابلیت ردیابی
سطح ایمنی مواد غذایی را تقویت میکند. خریدار تأمینکننده با قابلیت ردیابی سطح بالا
را حتی با هزینه رویدادهای ایمنی مواد غذایی به تأمینکننده نوع بالا با قابلیت ردیابی
سطح پایین ترجیح میدهد.
برای مشاهده مطالب کامل مقاله، اینجا کلیک کنید.
چکیده
یک زنجیره تأمین دو مرحلهای با تولیدکننده بدون ریسک و خردهفروش ریسکگریز درنظر گرفته میشود. نوع ریسکگریزی خردهفروش به عنوان اطلاعات خصوصی خردهفروش درنظر گرفته میشود. ریسکگریزی اغلب منجر به وضعیتی میشود که در آن خردهفروش کمتر از فروش مورد انتظار خرید میکند که موجب محروم کردن سهم تولیدکننده از بازار میشود. برای جبران این مسئله، یک قرارداد پیشنهاد شده است، که تولیدکننده به خردهفروش ارائه میدهد. این قرارداد باعث افزایش سهم بازار تولیدکننده میشود. بنابراین، یک موقعیت برنده-برنده برای تولیدکننده و خردهفروش ایجاد میکند.
چکیده
این مقاله بررسی میکند که چگونه جمعیت اضافه شده در سرمایهگذاری خدمات خردهفروشی بر ترجیحات زمانی تصمیمات کمیت در زنجیره تأمین دو کاناله تحت اطلاعات نامتقارن تقاضا تأثیر میگذارد. بازی تولیدکننده-کمیت-رهبر و بازی خردهفروش-کمیت-رهبر درنظر گرفته شده است. با استفاده از رویکرد نظریه بازی علامتدهی[1]، نشان داده شده است که برای اعضای زنجیره، تصمیمگیری در مورد کمیت یا عدمتصمیمگیری بستگی به شدت جعیت اضافه شده و ارزش اطلاعات تقاضا دارد. همچنین شرایط خاصی مشخص میشود، که در آن اعضای زنجیره میتوانند در مورد زمان تصمیمگیری کمیت به توافق برسند.
چکیده
با توجه به موضوع ضایعات تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی[1]، مسئله طراحی قرارداد برای تولیدکنندهای درنظر گرفته میشود، که مجموعه ضایعات تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی را به خردهفروش واگذار میکند. با این حال، تولیدکننده اطلاعات نامتقارنی در مورد سطح تلاش جمعآوری خردهفروش دارد. این مقاله یک قرارداد نمایش اطلاعات را برای تولیدکننده طراحی میکند تا اطلاعات سطح تلاش مجموعه را بدست آورد و با استفاده از ویژگی پارامترهای قرارداد به تصمیمگیری بهینه برسد. نتایج نشان میدهد که تولیدکننده قیمت عمدهفروشی پایینتر و قیمت بازخرید بالاتری را برای خردهفروش نوع H ارائه میکند، درحالیکه هزینه حق امتیاز بیشتری را از خردهفروش نوع H دریافت میکند. با توجه به مداخله دولت، مکانیزم پاداش و مجازات[2] برای تحریک زنجیره تأمین حلقه بسته اطلاعات نامتقارن توسعه یافته است. تأثیرات مکانیزم پاداش و مجازات با مقایسه مواردی که مکانیزم پاداش و مجازات اجرا میشود یا نمیشود، تحلیل شده است. نتایج مقایسه نشان میدهد که مکانیزم پاداش و مجازات میتواند قیمت عمدهفروشی و قیمت خردهفروشی را کاهش دهد و در عین حال قیمت بازخرید و مقدار جمعآوری را افزایش دهد.
ادامه مطلب ...
چکیده
ضایعات روغن آشپزی بدون تصفیه مناسب، خطرات جدی زیست محیطی و سلامتی را به همراه دارد که با تبدیل ضایعات روغن به سوخت زیستی قابل کاهش است. در یک زنجیره تأمین بازیافت روغن آشپزی، یک بازیافتکننده مستقل ضایعات روغن آشپزی را جمعآوری میکند و با یک شرکت زیستی برای تولید سوخت زیستی و سپس کسب سود معامله میکند. از آنجایی که هزینه بازیافت بازیافتکننده خصوصی است، این مقاله دو مکانیزم قرارداد احتمالی را برای شرکت زیستی درنظر گرفته که شامل یک قرارداد مالک-نماینده[1] و قرارداد تخفیف مقداری[2] است، تا با عدم تقارن اطلاعات مقابله کند و بازیافتکننده را به سرمایهگذاری بازیافت تشویق کند. تنظیمات بهینه قرارداد برای شرکت زیستی و پاسخ بازیافتکننده به سطح سرمایهگذاری در بازیافت بدست آورده شده است. همچنین، ترجیحات قرارداد هر شرکت مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج اصلی نشان میدهد که وقتی میانگین هزینه بازیافت یا میزان عدم قطعیت اطلاعات هزینه نسبتاً پایین است، شرکت زیستی بهتر است قرارداد تخفیف مقداری را انتخاب کند، درحالیکه بازیافتکننده قرارداد مالک-نماینده را ترجیح میدهد. اگر هر یک از عوامل در سطح متوسطی قرار گیرد، قرارداد تخفیف مقداری برای هر دو شرکت زیستی و بازیافتکننده کم هزینه مناسب میباشد. با متوسط هزینه بالا یا سطح عدمقطعیت بالا، شرکت زیستی و بازیافتکننده با هزینه بالا از یک قرارداد مالک-نماینده استقبال میکنند. علاوه بر این، قرارداد مالک-نماینده باعث میشود روغن آشپزی بیشتری بازیافت شود و نسبت به قرارداد تخفیف مقداری، سازگارتر با محیط زیست است.
ادامه مطلب ...
چکیده
قراردادهای محموله با تسهیم درآمد برای فروش محصولات مجازی مشمول اطلاعات نامتقارن بررسی میشود. پلتفرمهای توزیع[1] معمولاً از قراردادهای یکپارچه با شرایط تسهیم درآمد یکسان برای توسعهدهندگانی که محصولات خود را ارائه میدهند، استفاده میکنند. به بررسی توسعهدهندهای[2] پرداخته میشود که در مورد میزان تقاضا نسبت به پلتفرم توزیع خود مطلعتر است. توسعهدهنده هیچ انگیزهای برای افشای داوطلبانه اطلاعات خصوصی خود ندارد. بنابراین، پلتفرم توزیع میتواند این اطلاعات را با طراحی مکانیزم افشا از طریق منوی قراردادها استخراج کند یا پیشنهادی پیچیدهتر ارائه دهد. معمولاً قرارداد یکپارچه غیربهینه مورد استفاده قرار میگیرد. بر اساس نظریه کنترل بهینه، منوی قراردادهایی تهیه میشود، که در آن برخی از توسعهدهندگانی را که سود مورد انتظار پلتفرم توزیع را کاهش میدهند، کنار میگذارد. یافتهها نشاندهنده (1) پلتفرم توزیع مایل است در پرداخت هزینه توسعهدهنده شریک شود تا توسعهدهنده مطابق با تقاضای واقعی عمل کند. (2) منوی قراردادها بیشتر از مشاغل واحد نسبت به مشاغل کوچک حمایت میکند. (3) منوی قراردادها میتواند سود مورد انتظار پلتفرم توزیع را در مقایسه با قرارداد یکپارچه، هنگامیکه کیفیت برنامه فراتر از حداقل سطح مورد نیاز است، به میزان قابل توجهی بهبود بخشد. علاوه بر این، یک مدل ریاضی برای توسعهدهندگان برنامه ایجاد میشود، که میتواند از پلتفرم توزیع عبور کرده و برنامه خود را مستقیماً به مصرفکنندگان نهایی بفروشد، اگرچه در این صورت با بازار کوچکتری روبرو خواهد شد.
ادامه مطلب ...چکیده
با توسعه فناوری اطلاعات، همکاری خردهفروشان با سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم[1] برای ارائه خدمات پرداخت تلفن همراه به مصرفکنندگان افزایش یافته است. ورود سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم به زنجیرههای تأمین، نه تنها جریان نقدینگی را تغییر میدهد، بلکه حساسیت مصرفکننده به قیمت را کاهش داده و با تسهیل اعتبار مصرفی[2]، میزان تقاضا را تغییر میدهد. علاوه بر این، اشتراکگذاری اطلاعات با کمک سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم امکان پذیرتر میشود. برای مطالعه تأثیرات ورود سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم، مدلهای نظریه بازی در یک زنجیره تأمین متشکل از یک تولیدکننده، یک خردهفروش و سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم ایجاد میشود و تعادل در سناریو بدون اشتراکگذاری اطلاعات و با اشتراکگذاری اطلاعات، بدست آورده میشود. سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم به خردهفروش اجازه میدهد تا قیمت بیشتری را بدون کاهش تقاضا تعیین کند. با این حال، برای استفاده تمام مزایای سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم، اولین تولیدکننده، قیمت عمدهفروشی را تا حد زیادی افزایش میدهد. در نتیجه، ورود سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم باعث ایجاد موقعیت برد - باخت برای تولیدکننده و خردهفروش میشود. اگر بتوان حساسیت مصرفکننده به قیمت را به میزان قابل توجهی کاهش داد یا هزینه سرمایهگذاری ثابت آن را کم کرد، عملکرد زنجیره تأمین میتواند پس از ورود سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم بهتر شود. علاوه بر این، اشتراک اطلاعات به نفع تولیدکننده و سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم است، امّا به خردهفروش آسیب میرساند. اشتراکگذاری اطلاعات بدون سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم سود مورد انتظار زنجیره تأمین را کاهش میدهد، امّا ممکن است با سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم سود زنجیره تأمین افزایش یابد. برای بهبود سودآوری زنجیره تأمین، در صورت کاهش حساسیت مصرفکننده به قیمت با سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم، انگیزهای برای اشتراکگذاری اطلاعات خردهفروشان درنظر گرفته میشود (هر چه نسبت کاربران سیستمعاملهای پرداخت طرف سوم بیشتر شود، مهلت مصرف اعتباری کمتر و یا فرصت پرداخت هزینه به صورت نقدی کمتر میشود).