چکیده
سه مکانیزم مختلف برای تخصیص ظرفیت (شکاف) در یک فرودگاه شلوغ، هنگامی که خطوط هوایی دارای اطلاعات خصوصی یک بعدی هستند، مطالعه و مقایسه میشوند. این سه مکانیزم شامل تخصیص مستقیم ظرفیت، عوارضهای متفاوت و به مزایده گذاشتن ظرفیت است. با داشتن اطلاعات کامل، تخصیص مستقیم، اولین و بهترین سیاستی است که میتواند از طریق مالیات پیگوین[1] یا به مزایده گذاشتن ظرفیت اجرا شود. مکانیزمها با رفاه اجتماعی مطابقت دارند. با معرفی اطلاعات نامتقارن، مطابقت مکانیزمها با رفاه اجتماعی از بین میرود. تخصیص مستقیم ناکارآمد میشود و در برخی موارد، عوارضها و تعداد نمایندگیها جایگزین بهتری برای رفاه اجتماعی هستند. مزایدهها ممکن است بهتر یا بدتر از عوارض باشند. همچنین نشان داده شده است که استفاده از عوارض پیگوین در صورت وجود اطلاعات ناقص، مطلوب نیست.
ادامه مطلب ...چکیده
این مقاله نحوه ارائه مؤثر سیستم خدمات محصول[1] را در زنجیره تأمین تولید خدمات محور[2] تحت اطلاعات نامتقارن تقاضا بررسی میکند. سیستم خدمات محصول به صورت ناهمگن و مکمل عمل میکند. تولیدکننده محصول را ارائه میدهد و خردهفروش که دارای اطلاعات خصوصی تقاضا است، مسئول افزودن خدمات ارزش افزوده لازم به محصول اصلی است. این مقاله به بررسی تأثیر قراردادهای مختلف بر تصمیمات و سودآوری اعضای زنجیره تأمین میپردازد. سه نوع قرارداد برای کمک به شرکای زنجیره تأمین جهت تصمیمگیری و افزایش کارایی زنجیره تأمین ایجاد شده است. اولین قرارداد معرفی شده، قرارداد حق امتیاز[3] است، که بر اساس آن تولیدکننده قرارداد تعرفه دو بخشی[4] (قیمت عمدهفروشی و حق امتیاز) ارائه میدهد، تا بر تصمیم خردهفروش تأثیر بگذارد و اطلاعات تقاضای خصوصی او را تشخیص دهد. مورد دوم، قرارداد حق امتیاز با خدمات مورد نیاز[5] است، که بر اساس آن تولیدکننده سطح خدمات مورد نیاز را علاوه بر شرایط قرارداد تعرفه دو بخشی مشخص میکند. مورد سوم، قرارداد حق امتیاز با خدمات مورد نیاز متمرکز[6] است، که مشابه قرارداد حق امتیاز با خدمات مورد نیاز است. این قرارداد سطح خدمات مشخص شده توسط تولیدکننده را به عنوان راه حل بهینه سیستم معرفی میکند. نتایج تحلیلی نشان میدهد که هر سه قرارداد، اطلاعات خصوصی مربوط به تقاضای خردهفروش را برای تولیدکننده فاش میکند. همچنین نشان داده شده است، که قرارداد بیشترین سود را برای کانال بدست آورده است.
[1] product service system (PSS)
[2] service-oriented manufacturing supply chain
[3] Franchise fee (FF) contract
[4] Two-part tariff contract
[5] Franchise fee with service requirement (FFS) contract
[6] Franchise fee with centralized service requirement (FFCS) contract
چکیده
یک زنجیره تأمین دو مرحلهای درنظر گرفته شده است، که در آن تولیدکننده قراردادی[1] محصولات را از طریق خردهفروش برند[2] به فروش میرساند. تولیدکننده میتواند در فعالیتهای مسئولیت اجتماعی سرمایهگذاری کند تا درک مشتری از شرکت و تقاضا را افزایش دهد، درحالیکه خردهفروش میتواند با اعمال تلاشهای بازاریابی بر تقاضا تأثیر بگذارد. قراردادهای بهینه با اطلاعات نامتقارن برای این زنجیره تأمین طراحی شده است. قرارداد قیمت عمدهفروشی به عنوان مدل اصلی برای درک اهمیت اشتراکگذاری اطلاعات توسعه یافته است. تأثیر هزینه مسئولیت اجتماعی بر تعهد و سود مسئولیت اجتماعی بررسی میشود. همچنین نشان داده شده است، که تأثیر هزینه مسئولیت اجتماعی تولیدکننده قراردادی بر سود تولیدکننده و خردهفروش متفاوت است. در بعضی شرایط، سود تولیدکننده قراردادی با افزایش هزینه افزایش مییابد، درحالیکه سود خردهفروش نامشخص است. همچنین قراردادهای تعرفه دو بخشی[3] برای موارد متقارن و نامتقارن با هدف حداکثر کردن سود خردهفروش و بهبود تعهد تولیدکننده قراردادی به مسئولیت اجتماعی پیشنهاد شده است.
ادامه مطلب ...
چکیده
هنگام ایجاد یک محصول، یک تأمینکننده با مشکل طراحی قرارداد بهینه جهت نمایش اطلاعات خصوصی تولیدکننده روبرو میشود. در این مقاله، یک تولیدکننده با اطلاعات خصوصی در مورد نوع هزینه تولید (N نوع تعریف شده در این مقاله) و تلاش غیرقابل مشاهدهاش درنظر گرفته میشود. برای از بین بردن آثار منفی مؤثر بر توسعه ساختمانهای سبز بازار، که ناشی از این دو نوع اطلاعات خصوصی میباشد، یک مدل مالک و نماینده[1] با اطلاعات نامتقارن ساخته شده است. یارانه مطلوب مدل با معرفی "مکانیزم بررسی موضعی"[2] بدست میآید. نتایج نشان میدهد که تولیدکنندگان با یارانه معقول، مردم را در مورد کیفیت واقعی ساختمانهای سبز فریب نمیدهند.
ادامه مطلب ...چکیده
امروزه اطلاعات به یک کالای بسیار مهم تبدیل شده است. خصوصیسازی اطلاعات مربوط به هزینه مسئولیت اجتماعی شرکتها بر توسعه پایدار زنجیره تأمین تأثیر منفی دارد. بنابراین، مهم است که یک مکانیزم هماهنگ منطقی برای تشویق اعضای زنجیره تأمین به افشای اطلاعات هزینه مسئولیت اجتماعی ایجاد شود. این مقاله حساسیت زنجیره تأمین به مسئولیت اجتماعی شرکتها را بررسی میکند و تأمینکننده، محصولات را از طریق برند خردهفروش میفروشد. تأمینکننده میتواند در فعالیتهای مسئولیت اجتماعی شرکت سرمایهگذاری کند، امّا اطلاعات هزینه مسئولیت اجتماعی خصوصی است. با توجه به اطلاعات هزینه مسئولیت اجتماعی که توسط تأمینکننده فاش شده است، خردهفروش در مورد همکاری خود با تأمینکننده برای طولانی مدت تصمیم میگیرد. برای بررسی تأثیر عدم تقارن اطلاعات هزینه بر تصمیم اعضای زنجیره تأمین از بازی استکلبرگ[1] استفاده میشود. این مقاله به مقایسه اثرات تصمیمگیری تحت اطلاعات متقارن و اطلاعات نامتقارن میپردازد و یک مکانیزم هماهنگی برای تأمینکننده، جهت آشکارسازی اطلاعات هزینه مسئولیت اجتماعی و دستیابی به هماهنگی زنجیره تأمین طراحی میکند. نتایج نشان میدهد، که تصمیمگیری تحت اطلاعات متقارن بهتر از اطلاعات نامتقارن است و سود تأمینکننده تحت مکانیزم طراحی شده، بهتر از حالت اطلاعات نامتقارن است. علاوه بر این، مکانیزم طراحی شده میتواند به بهبود تعهد تأمینکننده به مسئولیت اجتماعی شرکتها بپردازد و اثرات حاشیهای مضاعف[2] را تا حدودی از بین ببرد. این مقاله بینشهای مدیریتی و عملی برای شرکتهایی که از مدلهای تجاری پایدار استفاده میکنند، ارائه میدهد.
ادامه مطلب ...
چکیده
تأثیر ریسکگریزی بر سیاستهای بهینه یک زنجیره تأمین با کانال دوگانه تحت اطلاعات کامل و اطلاعات نامتقارن بررسی شده است. ارزش افزوده مطلوب فقط به هزینه ارزش افزوده بستگی دارد. قیمتهای بهینه در موارد ریسکگریز کمتر از موارد بیریسک هستند. اطلاعات نامتقارن، قیمت عمدهفروشی و خردهفروشی را افزایش میدهد، امّا قیمت فروش مستقیم را کاهش میدهد و ناکارآمدی را ایجاد میکند. ارزش اطلاعات با میانگین برآورد تولیدکننده در مورد ریسکگریزی خردهفروش افزایش مییابد. ادامه مطلب ...
چکیده
فرآیند نوآوری و قراردادهای تصمیمگیری یک زنجیره تأمین پویا متشکل از یک تأمینکننده و یک تولیدکننده بررسی میشود. تولیدکننده اطلاعات خصوصی در مورد کارآیی خود در نوآوری فرایند دارد. برای غلبه بر انتخاب غیربهینه احتمالی که به دلیل اطلاعات نامتقارن به وجود آمده است، تأمینکننده منویی از قراردادهای عرضه را طراحی میکند که هم قیمت عمدهفروشی و هم میزان خرید را تعیین میکند. تأمینکننده تحت عدمتقارن اطلاعات، قیمت عمده فروشی بالاتر و مقدار خرید کمتر را برای تولیدکنندهای که نوآوری بالاتری دارد، تعیین میکند. در نتیجه، تولیدکننده با نوآوری بالا به دلیل عدمتقارن اطلاعات و حاشیهسازی مضاعف، در نوآوری سرمایهگذاری چشمگیری نمیکند. علاوه بر این، اگرچه قرارداد طولانی مدت باعث ایجاد انگیزه در نوآوری میشود، امّا میتواند تأثیر انتخاب غیربهینه بر قرارداد زنجیره تأمین را افزایش دهد، که این امر منجر به قیمت عمدهفروشی بالاتر برای تولیدکنندهای که نوآوری بالایی دارد، می شود.
چکیده
این مقاله به بررسی تخطی تأمینکننده به محیطی که در آن فروشنده بهتر از تأمینکننده از آن مطلع است، میپردازد. مشاهده میشود که راهاندازی کانال مستقیم تأمینکننده میتواند منجر به سیگنالدهی پرهزینه از طرف نمایندگی فروش شود که در آن مقدار سفارش خود را وقتی پتانسیل بازار کوچک است کاهش میدهد. چنین تحریف نزولی میتواند حاشیهسازی مضاعف را تقویت کند. در نتیجه، علاوه بر نتایج "برد-برد" و "برد-باخت" برای تأمینکننده و فروشنده، تخطی تأمینکننده نیز میتواند منجر به نتایج "باخت-باخت" و "باخت-برد" شود، به ویژه هنگامی که فروشنده دارای کارایی قابل توجهی در فرآیند فروش است و طبق احتمال قبلی پتانسیل بازار کم است. نشان داده شده است که با قابلیت تخطی، ممکن است تأمینکننده ترجیح دهد در سناریوهای مختلف به فروشندهای مطلع یا فروشنده ناآگاه بفروشد. از سوی دیگر، هرچقدر توانایی تخطی تأمینکننده بیشتر شود، یک فروشنده ممکن است به توسعه اطلاعات پیشرفته نپردازد، یا ممکن است تمایل بیشتری برای به اشتراکگذاری اطلاعات توسعه یافته خود داشته باشد. ادامه مطلب ...
چکیده
هزینه، کیفیت و زمان عرضه به بازار سه عامل اصلی برای مدیریت برونسپاری است. از یک مدل نظریه بازی که شامل خریدار و تأمینکننده است، برای طراحی قراردادهای برونسپاری مطلوب استفاده شده است که تحت دو مورد اطلاعات کامل (F) و اطلاعات نامتقارن (A) است. در بخش اطلاعات نامتقارن خریدار هزینه متغیر داخلی خود را با تأمینکننده به اشتراک نمیگذارد. بینشهای مختلفی در مورد مدیریت ریسک برونسپاری ناشی از اطلاعات نامتقارن برای صنایع مختلف ارائه شده است که برای مثال میتوان به صنعت حساس به هزینه، صنعت حساس به زمان و صنعت حساس به کیفیت اشاره کرد.
ادامه مطلب ...